على محمدى خراسانى

67

شرح رسائل (فارسى)

عدمش لازم است . 2 - و گاهى شك در جزئيت و عدم جزئيت است يعنى شايد فلان امر جزء باشد و وجودش لازم باشد و شايد جزء نباشد امّا مانع هم نيست يعنى آوردن به آن جايز است فعلا بحث ما در همين قسم است و اين خود داراى دو شعبه است زيرا كه آن جزء مشكوك گاهى يك جزء خارجى است كه در محيط خارج از ذهن ما يافت مىشود همانند امثله مذكوره و گاهى يك جزء ذهنى است كه تنها در محيط ذهن پيدا مىشود . مرحوم شيخ اعظم ره مىفرمايد : از جزء ذهنى به قيد تعبير مىشود [ البته چنانچه محشين رسائل از قبيل رحمت الله متعرض شده‌اند تعبير جناب شيخ تسامح دارد زيرا كه جزء ذهنى تقيّد به اين قيد است نه خود قيد چون خود قيد هم در خارج موجود است . فى المثل وقتىكه مىگوئيم : الصلاة المقيدة بالطهارة واجبة ، ذات المقيّد يعنى صلاة در خارج موجود مىشود و ذات القيد يعنى طهارت هم در خارج موجود مىشود اعم از اينكه طهارت را عبارت بدانيم از افعال ظاهريّه يعنى غسلات و مسحات ثلاث و يا به معناى نورانيّت باطنى و كيفيّت حاصله للنفس كه بعد از وضو حاصل مىشود بگيريم كه آن هم حالتى از حالات نفس و در خارج موجود است پس قيد هم در خارج موجود است آرى آنكه صددرصد ذهنى و از اعتبارات ذهن و ساخته و پرداخته ذهن ما است عبارتست از تقيّد صلاة به قيد طهارت كه همان اعتبار به شرط شىء ماهيّت است و لذا در زبانهاى دانشمندان معروف است كه تقيّد جزء و قيد خارج ] حال خود جزء ذهنى هم به دو قسم منقسم مىشود :